محمد تقي جعفري

290

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

كرده‌ايد و اگر در خود شما اين نيرو وجود نداشته است ، در ديگران ديده يا شنيده‌ايد كه از نيروى استشمام برخوردارند ، مانند : استشمام بازرگانى ، استشمام قضائى ، استشمام مديريّت ، استشمام سياسى و نظامى و غير ذلك . مسلَّم است كه استشمام كه معناى لغوى آن عبارتست از بو بردن ( دريافت بو ) با هيچيك از پديده‌ها و جريانات ذهنى معمولى ، مانند انديشه و تخيّل و تعقّل و تداعى معانى و الهامات ، قابل تفسير و تعريف نمىباشد و با اين حال چنان كه وجود پديدهء حدس قابل ترديد نيست ، همچنين وجود پديدهء استشمام كه يكى از انواع دريافتهاى فوق منطقى رسمى مىباشد ، قابل شكّ و انكار نيست . بعضى از عرفا مانند مولوى ، آن مغز را كه نتواند آدمى را از راه استشمام برين بكوى كمال رهنمون شود ، مغز نمىدانند ، زيرا - بينى آن باشد كه او بوئى برد بوى او را جانب كويى برد مسلَّم است كه هيچ يك از حدس و استشمام هرگز بدون علَّت در مغز آدمى بروز نمىكند ، و حتما علَّتى بوجود مىآيد كه آن دو پديده در مغز آدمى پديدار مىگردند ، زيرا آن دو از قانون علَّيّت بر كنار نيستند . آنچه كه آن دو را از ديگر انواع درك و دريافت متمايز مىسازد ، اينست كه يا سرعت انتقال از مقدّمه به مقصد در هنگام حدس بقدرى زياد است كه انسان احساس نمىكند كه از مقدّمات متعدّدى عبور كرده و به نتيجه ( مقصد ) رسيده است و يا ممكن است خداوند متعال در مغز آدمى نيروئى قرار داده است كه بوسيلهء آن بدون حركت از مسير با ورود به مقدّمه يا دريافت آن ، مقصد را درمىيابد . امّا استشمام عبارتست از دريافت واقعيّتى مانند دريافت عينى آن ، از امورى كه مغزهاى معمولى نمىتوانند آن واقعيّت را از چنان امورى دريافت نمايند . نسبت فهم برين به مبادى و حقائق كلَّى عالم هستى ، نسبت حدس و استشمام است بواقعيّات معمولى كه آدمى در زندگى با آنها ارتباط برقرار مىكند . اين فهم برين فقط از معرفت مقرون به عمل بوجود مىآيد . ( 1 )

--> ( 1 ) حكيم سنائى مىگويد : از خويشتن آزاد زى ، از هر بلائى شاد زى هر جا كه باشى راد زى ، چون يافتى از عشق شمّ